کوه هاوسیله اند"انسانیت نهایت است"هدف رسیدن به اوج قله نیست بلکه ارتقای انسان است
به نام کوه آفرین صبور
پهلوانی پنبه ئی یا ناکامی سربلند؟!
پرداختن دقیق به اینکه هم اکنون ایران؛ یک کشورجهان سومی است یا در حال توسعه، در این مقال نمی گنجد، اما آنچه مسلم است این که؛ در باور اغلب مردم سرزمین ما، چه فرنگ رفته باشند چه نه، ایران تا رسیدن به سطح کشورهای پیشرفته ی دنیا از منظر اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، رفاه و امنیت اجتماعی، تولیدعلم، فناوری و به ویژه مدیریت مطلوب، فاصله ی زیادی تا توسعه یافتگی دارد و مردم ما نیز این باور را غالباً با معیارهایی نه چندان مشخص و روشن و عموماً مبتنی بر مشاهدات و تجربه های خود یا دیگران،در بسیاری از اظهار نظرها، مقایسه ها و انتخاب ها دخالت می دهند، به طوری که برای مثال در خرید لوازم منزل یا پوشاک ـ به رغم قیمت بالا ـ انتخاب اجناس خارجی، در ردیف اول سبد خانوار قرار می گیرد.
این نوع نگاه به محصولات خارجی و خارجی ها و مقایسه ی کلی کیفیت ما با آنها،گاه منجر به استنتاج هائی نیز می شود که در بیان عامیانه و به صورتی مبالغه آمیز اینگونه عنوان می شود که؛ ما مثلا از فلان کشور اروپائی صدسال عقب تریم!
به هر صورت؛ خوش بین ترین، وفادارترین و متعصب ترین افراد به این مرزو بوم که معتقدند"هنر نزد ایرانیان است و بس" و اغلب در بحث های اینچنینی افتتاح کلامشان پیش کشاندن تمدن پنج، شش یا هفت هزار ساله ی ایران است نیز، عقب افتادن ما در رقابت پرشتاب توسعه ی همه جانبه با کشورهای اروپائی و مترقی را انکار نمی کنند؛ حتی اگر بخش عمده ئی از این عقب افتادگی را نه به عهده ی خود، بلکه به گردن بیگانگانی بیاندازیم که گویا از نژاد آریایی- ایرانی و استعداد بالقوه ی قوم پارس در طول تاریخ همیشه هراس داشته و دارند.
... و اما این مقدمه پیش درآمدی بود برای ورود به بحث مقایسه ی موردی و اجمالی کوه نوردی ایران با کوه نوردی سایر کشورهای توانمند دنیا در این رشته، که در این مکتوب به آنها "خارجی ها" اطلاق می کنیم. ولیکن قبل از ورود به این مقایسه بد نیست به این نکته اشاره شود که علی رغم باورهائی که در بالا ذکر شد، واقعیت این است که همیشه مرغ همسایه غاز نیست، و بدون هرگونه تعصب ابن خلدونی، ما ایرانی ها از هوش، استعداد و توانمندی های بسیاری برخورداریم و در عرصه های مختلف که بستر و مدیریت مناسبی وجود داشته، آن را به منصه ی ظهور و بروز گذاشته ایم؛ برای نمونه توانمندی کوه نوردان کشورمان در صعودهای بلند و اکسپدیشن ها که در نوع خود افتخارات ارزشمندی را به خصوص در سال های اخیر کسب کرده اند و در برخی موارد تحسین خارجی ها را نیز برانگیخته اند.
هر چند متأسفانه گاه به دلیل همان عقب ماندگی های اشاره شده و به خصوص فرهنگی و یا کاستی های علمی، فنی و تجربی، اتفاقات تلخی روی داده که تأسف، تمسخر، تحقیر، سرزنش، تقبییح و بدنامی ما را به همراه داشته است.
از این نکته که بگذریم،بارهاو بارها؛ بحث ها و پرسش های متعددی به دلایل مختلف در محافل، مجامع، نشست ها، همایش ها، مناظره های رسانه ئی و یاهمین فضای مجازی مطرح شده که مثلاً :
- آیا آمار سالیانه ی حوادث کوه نوردی؛ در صعودهای بلند برای کوه نوردان خارجی که منجر به ناپدید شدن یا مرگ آنان شده، به اندازه ی آمار حوادث و تلفات ایرانی ها هست یا خیر؟
- عموماً رویکرد کوه نوردان خارجی در صعودهای بلند نسبت به صعود قله و ایستادن بر فراز آن چگونه است؟ و یا بهتر بگوئیم؛ آیا فرآیند صعود آنها نیز به قله، به هر قیمت ممکن صورت می گیرد؟
-نحوه ی مواجهه ی آنها و عملیات امداد و نجاتشان در مواقع پیش آمدن حادثه برای همنوردانشان یا دیگران چگونه است؟
-آیا کشورهای خارجی نیز تیم های اعزامی خود را به صورت ملی برای صعودهای بلند سازماندهی می کنند؟
-آیا در میان کوه نوردان خارجی نیز دسته بندی های تشکیلاتی، رقابت های داخلی و یا بعضاً مناقشاتی در قالب کوه نوردی دولتی و کوه نوردی مستقل وجود دارد؟
- آیا اگر کشورهای خارجی نیز تیم ملی تشکیل می دهند، انتخاب هایشان با گزینش های سلیقه ئی و یا امتیازات قومی، رفاقتی و ...، فارغ از توانمندی های فیزیکی و فنی همراه است؟
- کوه نوردان خارجی تا چه حد به رعایت ارزش های انسانی و اخلاقی در صعودهای تیمی پایبندند؟ آیا آنان نیز ارزش ها را برای رسیدن به قله زیرپا میگذارند؟
- آیا کوه نوردان خارجی در عنوان کردن خبر رسیدن به قله مرتکب دروغ و دغل می شوند؟ و یا آیا امکان دارد برای قله ئی که نرفته اند، گواهی صعود جعلی بخرند؟
- آیا خارجی ها نیز قبل از عزیمت یک تیم به یک صعود برون مرزی یا در هنگام بازگشت، آنها را با شور و حرارت خاصی، بدرقه و یا استقبال می کنند؟
- آیا سازمان ورزش آنها نیز به ازای صعودهای بلند به کوه نوردان مدال می دهد؟ و آیا این مدال ها را فقط به صعود کنندگان قله و تنها در قالب تیم ملی اهداء می کند، و به مستقل ها نمی دهد؟ آیا اصلاً معادل سازی مدالی یا مراسم تجلیل از قهرمانان یا حواله ی اتومبیل یا ... در کار هست؟
- آیا خانواده ی کوه نوردان ناپدید یا کشته شده ی آنها نیز به صورت جدی وارد ماجرا می شوند و مسببین را پیگرد قضائی می کنند؟
- آنها چه حقوقی را برای هر عضو تیم قائلند؟ آیا فقط اعضای تیم را بیمه می کنند؟
- آیا اگر تیم ملی تشکیل دهند از نفرات اعزامی تعهد، رضایت نامه ی والدین و یا وثیقه می گیرند؟
- آیا آنها هم شورای برون مرزی و سازوکارهائی برای صدور مجوز اعزام دارند؟
- آیا فدراسیون آنها نیز برای حوادث صعودهای بلندشان کمیسیون فنی نظارت و بررسی حوادث تشکیل می دهد یا مثلاً کمیته ی انضباطی دارند؟
- آیا آنها مقید به همراه داشتن پزشک برای تیم هایشان هستند؟ و آیا پزشکان آنها برای همراهی تیم ها حقوق می گیرند و یا قرار داد منعقد می کنند؟
- آیا آنها نیز برای تأمین هزینه های صعود به اسپانسر نیاز دارند؟ و یا وام بانکی می گیرند؟
- میزان آگاهی و فضای روانی افکارعمومی خارجی ها در پذیرش حادثه حین صعودهای بلند در چه سطحی است؟ چه واکنشی نشان می دهند؟ آیا برایشان نهادینه و قابل درک شده است؟ و اساساً آنها حوادث و بحران ها را چگونه مدیریت می کنند؟
- آیا...
... و بسیاری پرسش های دیگر، که برای پاسخ به آنها به بررسی های دقیق و کارشناسی اهالی فن نیاز است و حتی با توجه به چالش هائی که متوجه شرایط فعلی صعودهای برون مرزی ایرانی ها و نازل بودن بنیان های آموزشی و تخصصی آنهاست، برگزاری همایش یا کنگره ئی با رویکرد فرهنگ سازی در این راستا، ضروری می نماید.
اما عجالتاً در مورد یکی دو پرسش آخر می توان جستاری میدانی داشت و به نتایجی دست یافت که شاید بتوان بسیاری از حوادث و یا دلایل ذبح ارزش های اخلاقی و انسانی را در همین موارد ریشه یابی کرد؛
زمانیکه یک کوه نورد برای تأمین هزینه های خود با دوندگی و کاغذ بازی فراوان وام بانکی می گیرد ...و یا با مذاکرات دامنه دار، شرکتی را متقاعد می کند که اسپانسرش شود... و پس از برنامه ریز های طولانی با تنی چند از همنوردانش هماهنگ و همراه می شود... و یا در بخش دولتی؛ با برگزاری چندین مرحله اردو، اخذ مجوز شورای برون مرزی و یا تأمین اعتبارلازم، تیمی تشکیل می شود... وقتی که پیش از عزیمت آنچنان برای تیم ها تبلیغ می شود که پای غرور و کسب افتخارملی به میان کشیده می شود... آن وقت است که سربلندی در آزمون های اخلاقی و انسانی که در پیش روی قرار می گیرد، بسیار دشوار می شود! مثلاً اتخاذ تصمیمات عقلانی و به دور از احساس، در مواجهه با همنورد ارتفاع زده یا هوای خراب یا تاریکی هوا و غیره و غیره.
اگر گروه مستقل باشد، فرد با خود می گوید: یعنی دست خالی برگردم ؟ ...به اسپانسر چه بگویم؟ ... بازپرداخت وام را چه کنم ؟! ...جواب بچه های محل، همنوردان، همکاران اداره، خانواده، منتقدان و رقیبان را چه بدهم؟ ...
اگر دولتی باشد، دست اندرکاران با خود می گویند: دست خالی برگردیم ؟! ...بازتاب شکست ملی را چه کنیم؟! ...به رسانه ها چه بگوئیم ؟! ...به سازمان ورزش چه گزارشی بدهیم؟!
و لذا قرار گرفتن در این تنگناها و به تبع آن توجیهاتی که به ذهن ِ تحت فشار، مضطرب و بحران زده ی افراد خطور می کند، کار دست تیم می دهد! و متعاقب آن هر اتفاقی که رخ دهد، دیوار حاشا نیز بلند و بلندتر و پردازش دروغ آسان تر خواهد شد! و به همین سادگی، همه ی ارزش های انسانی و اخلاقی و اصول فنی تحت الشعاع قرار می گیرد تا سناریوی یک صعود فاقد ارزش، بی اعتبار و جعلی که شاید منجر به مرگ انسانی هم شود نوشته و اجرا شود.
به واقع آیا "خارجی ها " هم مانند ما فکر می کنند؟ مانند ما صعود می کنند؟ و یا مانند ما می میرند؟!
به گمانم پاسخ به این سئوالات روشن است، اما همانگونه که پیش تر اشاره شد، همیشه هم مرغ همسایه غاز نیست ، و ما نیز می توانیم متفاوت با آنچه که اخیراً رایج شده، در قد و قامت یک انسان ذی شعور، به بهترین نحو عمل کنیم و همه چیز را فدای صعود ماجراجویانه ی خود به قله و به هر قیمت ممکن نکنیم؛ حتی اگر تلقی عمومی؛ شکست یا ناتوانی ما باشد! ...حتی اگر هزینه ی صعود بار سنگینی به دوش ما بگذارد!...آری می شود حتی اگر جان فقط یک همنورد در خطر باشد، امداد، نجات و سلامت آن یک نفر را، به صعود قله و کسب افتخار و شهرت برای همه ترجیح داد! ...حتی اگر پای آبروی حرفه ئی ما در میان باشد، می شود دروغ نگفت! ... می شود واقعیت ها را مهندسی نکرد و بدون کم و کاست به رسانه ها خبر داد! ... می شود با عنوان اینکه نهایتاً تا این ارتفاع صعود کردیم و به قله نرسیدیم، دست به دامن فتوشاپ و مونتاژکاری نشد و با نشان قله شعبده بازی نکرد!... حتی اگر مدال ها و جایزه ها و تقدیرها و تشویق ها و عکس های آنچنانی و مصاحبه های تلویزیونی، همه و همه ملغی شود؛ می شود ناکامی سربلند بود، اما پهلوان پنبه نبود!
*
در همین خصوص می توان به تلاش ارزنده ی یک تیم 6 نفره ی مستقل متشکل از:«ایرج معانی»،«سید محمود هاشمی»، «عادل ادهمی»، «محسن داوودیان»، «وحید ملکی» و «علی میرزائی» که 25 شهریور ماه سالجاری عازم صعود – به سبک آلپی - به قله ی سرسخت «نوشاخ» در افغانستان شده بودند، اشاره کرد.
اعضای این تیم پس از برپائی کمپ اول در ارتفاع 5555 متر، کمپ دوم در ارتفاع 6200 متر و کمپ سوم در ارتفاع 6700 متر، در نهایت در تاریخ 7 مهر ماه حمله ی نهائی خود را به قله ی 7492 متری «نوشاخ» انجام دادند، و تا ارتفاع 7258 متری ( یعنی حدود 250 متر زیرقله) به دلیل دگرگونی هوا و نا مساعد شدن شرایط جوی،سرمای شدید و نامناسب بودن دید برای یافتن و ادامه ی مسیر، از ادامه ی صعود منصرف شده وموفقیت خود در این برنامه را تا صعود به همین ارتفاع ثبت، اعلام و در سلامتی و صحت بازمی گردند.
آنها درشرایطی که می توانستند مانند برخی موارد، خود را فاتح قله جابزنند و برای استناد تصویری خود برفراز قله، صغری کبری کنند و یا به دروغ پردازی متوسل شوند؛ اما نه باجانشان قمارکردند و نه با وصلت نامیمون صعود و دروغ، آبروی خود و کشورشان را حراج! ...
* تهیه شده توسط اطلاع رسانی گروه اوراز اصفهان*
با توجه به حادثه پيش آمده در تاريخ 17/4/88 براي آسفالت كردن مسير گوسفندسرا در دامنه قله دماوند و آگاهي فدراسيون از موضوع بلافاصله نامهاي تهيه و به مراجع ذيصلاح ارسال گرديد كه متن آن به شرح زير ميباشد.
جناب آقای صادق محصولی
وزیر محترم کشور
با سلام و احترام
با ابراز تاسف فراوان به استحضار میرساند ضایعهای غیرقابل جبران در دامنهی قلهی دماوند ـ مسیر گوسفندسراـ در حال وقوع است.
آسفالت یک مسیر هفت کیلومتری در دامنهی کوهستان؟ اقدامات نسنجیده، غیرضروری و غیرکارشناسی تنها به بهانهی جذب گردشگر توسط مقامات محلی بخش لاریجان جراحتی عمیق بر پیکر کوه دماوند این موهبت الهی و میراث گرانبهای طبیعی وارد خواهد کرد.
این در حالیست که مسیر مذکور با استعداد پناهگاههای موجود در منطقه و همچنین قرارگاه تازه احداث شده در بارگاه سوم (ارتفاع 4200 متری از سطح دریا) نیازهای مواصلاتی و اقامتی گردشگران را در حد دسترسی به یک منطقهی بکر طبیعی به میزان متعارف تامین میکند و لذا آسفالت کردن مسیر مذکورکه بر اساس مصوبات قانونی سازمان محیطزیست نیز منع قانونی دارد فاقد هرگونه توجیه اقتصادی و اجتماعی است که با توجه به نزدیکی این منطقه به تهران و مناطق ییلاقی میتوان از هماکنون پیشبینی کرد که علاوه بر تردد بیشمار وسائط نقلیه و آلودگی هوای منطقه در آیندهای نزدیک آماج هجوم زمینخواران، فرصتطلبان و سودجویان منابع طبیعی قرارگیرد.
به استحضار عالی میرساند از لحظهی مخابرهی این خبر ناگوار موج اعتراضات و نگرانیهای شدید اهالی کوهنوردی و دوستداران طبیعت را به همراه داشته است که به طرق مختلف از مراجع مرتبط از جمله این فدراسیون خواستار پیگیری جدی و توقف بلادرنگ این عملیات که "قتل دماوند" نام گرفته، شدهاند. لذا از آنجا که دماوند میراث طبیعی کشور، همچون میراثهای فرهنگی امانتیست در دست نسل حاضر که حفاظت از آن برای انتقال به نسلهای بعدی از وظایف دولت و مردم است، طبق مفاد قانون برنامهی چهارم توسعه، ناظر بر توجه دولت بر هزینههای ناشی از آلودگی و تخریب محیط زیست بر فرایند توسعه و مادهی یکصد و پنج برنامهی سوم توسعه که پروژههای خدماتی باید پیش از اجرا و در مرحلهی انجام مطالعات امکانسنجی و مکانیابی مورد ارزیابی زیستمحیطی قرار گیرند از جنابعالی درخواست داریم دستور فرمایید متولیان این اقدام غیرمتعارف پروژهی آسفالت مسیر مذکور را متوقف نمایند و اجرای هرگونه طرحی را منوط به مطالعهی کافی از طریق سازمان حفاظت از محیط زیست، فدراسیون کوهنوردی، کارشناسان و دلسوزان طبیعت کشور معمول نمایند.
محمود شعاعي
رييس فدراسيون
نائب رييس فدراسيون کوهنوردي آسيا
مثل همه ورزشهای دیگر ، کوه نوردی شما را ملزم می سازد تا قوانین و مقرارت مرتبط با آن را دنبال نمائید .
این مجموعه قوانین برای کسانی که وارد دنیای کوه و طبیعت می شوند جزء اصول پایه و اساسی می باشند .
اگر چه برخی افراد فراموش می کنند آنها را مورد توجه قرار دهند . در اینجا چند نمونه از قوانین اساسی را برای شما ذکر می کنیم ; که آنها را بخاطر بسپارید تا ضمن داشتن سفری شاد و مفرح ، تاثیری مخرب برای طبیعت و دیگران نداشته باشید .
قبل از کوه نوردی :
در زمان کوه نوردی :
از زیبائی های محیطی محافظت کنید تا افراد دیگر هم از آنها لذت ببرند . چیزی را از خود بر جا نگذارید و همچنین چیزی را از کوه برای خود بر ندارید .
از وسایلی مانند پودر صابون که سازگار با طبیعت هستند استفاده کنید .
منابع آب را خراب یا آلوده نکنید .
همیشه ازسرپرست تیم خود اطاعت کنید . دستورات او را اجرا کنید و از گروه جدا نشوید . عدم حرکت در مسیر مشخص ، ممکن است باعث صدمه زدن به طبیعت شود و یا ممکن است احتمال گم شدن شما را زیاد کند .
هرگز خارج از حیطه توانائی خود کوه نوردی نکنید .
بدانید که چه موقع شما باید به مبدا برگردید .
از بهترین قضاوت خود استفاده کنید . بسیاری از کوه نوردان بخاطر عدم درک شرایط و تغییرات محیط و یا وضعیت جسمی و روحی خود ، در هنگام کوه نوردی دچار آسیب و حتی مرگ شده اند . واقع بین و انعطاف پذیر باشید و منطقی تصمیم بگیرید .
در آخر اینکه :
با پیروی از این قوانین و روش ها ، نه تنها به دیگران شانس تجربه کردن طبیعت دست نخورده و بکر را می دهید بلکه می توانید مطمئن باشید که همیشه طبیعتی زیبا برای لذت بردن از آن در اختیار دارید .
منبع:
ترجمه : حسین لامعی
این مطلب برگرفته شده از وبلاگ باشگاه دماوند میباشد .
* تهیه شده توسط اطلاع رسانی گروه اوراز اصفهان*
کوه هاوسیله اند"انسانیت نهایت است"
هدف رسیدن به اوج قله نیست بلکه ارتقای انسان است